رئیس موسسه دم در بود
منم تخته شاسی به دست منتظر استادم که بیاد و بریم
خانم xاز عوامل موسسه، اومد بیرون و پرسید: چی کشیدین؟!آقای رئیس هم برگشت که کارمو ببینه، گفتم عکس شهیدِ، شهید بابک نوری.
خانم x گفت: چرا حالا شهید میکشن هی! آدم زنده بکشید بابا!!!!
نگاش کردمو با لبخندگفتم:منم آدم زنده کشیدم خانم ِ x
جواب داد: آره جای خود دارن شهدا و رد شد.
آقای رئیس هم ازم خواست نقاشی رو ببینه و منم نشونش دادم.به در خروجی رسیده بودیم که آقای رئیس دوباره برگشت و گفت: یه بار دیگه میشه ببینمش؟
دوباره نشونشون دادم و گفتن: چند روز طول میکشه یه سفارش تحویل بدین؟
استاد:)
من :)
خانم x :/


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

بانو میم ماساژ وبلاگ اطلاع رسانی آموزش فنی و حرفه ای شازند نوشته های:یک دانشجو عسل طبیعی تعمیرات مبل کارت همیار شهید کلید های موفیقت دلنوشته های من تقدیم به پسرم ورزش تیراندازی